گزارش جلسه ى پنجم
سوم ارديبهشت ماه پنجمين جلسه ى نقد ادبي در كتابسراى سبز دزفول برگزار شد
در ادامه ي سلسله نشستهايي با عنوان نقد ادبي پنجمين جلسه به ( روانشناسي و ادبيات ) اختصاص داشت. روانشناسي و ادبيات عنواني كلي است براي بررسي نظريات روان كاواني كه آثار آنان در روند ادبيات جهان تاثير گذار بوده و نويسندگان مختلف آگاهانه يا ناخود آگاه از نظرات آنها در بيشبرد ادبيات و خلق آثار بهره برده اند
دكتر ناصر سراج خرمي (عضو جامعه ى روانشناسان ايران ، مدير مسئول نشريه ي يافته هاي نو در روانشناسي ، استاد دانشگاه و كارشناس ادبيات ) ميهمان اين جلسه بود كه در ابتدا به بررسي نظريات زيگموند فرويد روانشناس اتريشي و پايه گذار نظريه ي روانكاوي پرداخت اما قبل از آن مهران بقايي مسئول و مجري جلسه در مقدمه اي كوتاه به ضرورت پرداختن به اين بحث اشاره و گفت : با گسترش روابط آدمها ،پيچيدگي خواستها و آرزوها ، آزردگي هاي روحي و زندگي كه هر روز بيش از پيش از دسترس خارج مي شود لزوم رويكرد به روانشناسي را بيس از پيش مشخص مي كند امروز در زمانه اي به سر مي بريم كه حرفهاي مهم نويسنده را نه در كلمات به كاغذ آمده كه در سفيد خواني ها و واژه هاي ننوشته بايد جستجو كرد روح مستتر در كليت آثار ادبي است كه ما را به سمت خود مي كشاند و اين نيست مگر ضمير نانوشته اي كه هست اما ديده نمي شود و ريشه در همه ي آن چيز هايي دارد كه از گذشته تا به حال بر روح و روان نويسنده تاثير گزارده است و در هنگام تحليل اثر ادبي مي بايست آموخت كه چگونه اين گذشته باز آوري و باز نمايي شود شناخت نماد ها بررسي روابط علي و معلولي آدمهاي رمان و داستان كوتاه و نيز شناخت نويسنده همگي به درك عميق از اثر و نهايتا به لذت ادبي منتهي خواهد شد از اين رو در چند جلسه ي آينده با استفاده از اساتيد اين حوزه براي شناخت بيشتر و بهتر منتقدين و خوانندگان حرفه اي ادبيات اين مباحث طرح و دنبال خواهند شد.
سپس دكتر سراج خرمي پس از معرفي زيگموند فرويد و ضرورت پرداختن به او گفت :
فرويد و آندره برتون كه پايه گزاران مكتب روانكاوي و ديگري مكتب سورئالسيم است شالوده ي نظريه ي ادبي را پايه گزاري كرده اند و گفتماني كه ميان اين دو برقرا بوده است به درك آثار هنري خصوصا آثار سورئاليستي كه نشات گرفته از نطريات فرويد بوده اند ارتباط اين دو را مستحكم تر كرده است
شايد به نظر برسد كه رابطه اي ميان روانكاوي كه از جنس علوم تجربي است و ادبيات كه آميخته با هنر است وجود ندارد اما يك عامل مشترك كه همان (انسان و موجوديت او )ست و با هردو پيوند عميق دارد اين دو مقوله را به هم پيوند مي دهد.
و انسان همواره با دو پرسش اساسي روبه رو بوده است : اول آنكه چگونه دنياي پيرامون خودش را به كنترل خود درآورد كه پاسخ به آن منجر به توليد فلسفه و حكمت و علم شده است و دوم به تعارضات و تعامل ميان خواسته ها و آرزوها و بيم و اميد هاي او ست كه منجر به توليد هنر و ادبيات و علوم اجتماعي شده است
دكتر سراج با اشاره به برخي آثار ادبي همچنين گقت : براي بررسي يك اثر ادبي سه بحث مورد توجه قرار بايد بگيرد : اول انسان ( نويسنده )كه مي باست به خود او و نياز هايش و خواسته هايش توجه كرد مثلا بررسي كرد خودصادق هدايت در بوف كور به دنبال چه بوده است دوم بررسي شخصيتهاي اثر ادبي هستند : مثلا ( احمد ) و ( سياوش )در سه قطره خون به دنبال چه هستند آيا سياوش و احمد يكي نيستند ؟ تعارضات روحي آنها از كجا نشات مي گيرد؟ زنها در اين اثر چه كاره اند؟ و شق سوم خوانندگان اثر ادبي هستند . آنهايي كه اثر ادبي را مي خوانند و نياز هاي روحي و خواسته هاي آنان در اثر ادبي و نقد ادبي بايد مورد توجه قرار بگيرد
دكتر سراج خرمي آنگاه به صورت مبسوط به بررسي عوامل و مولفه هاي روانكاوي فرويد پرداخت تا مخاطبان بتوانند به شناخت كاملي از اين مكتب دست پيدا كنند در قسمتي از اين معرفي ايشان گفتند : غريزه ي جنسي و مرگ دو بال انديشه ي فرويد را تشكيل مي دهد اولي براي بقاي نسل و پيامدها و ويژگي ها و تاثيرات آن و ديگري كه خودش را به دوگونه نشان داده است خود آزاري كه گاه منجر به خودكشي مي شود و ديگر آزاري كه باعث مرگ ديگران ميشود و چه بسيار انسانهايي كه از دست رفته اند و چه انرژي هايي كه براي آن به هدر رفته است
ايشان همچنين به سطوح شخصيت در انديشه ي فرويد اشاره كرد و با برشمردن آنها به سه بخش خود آگاه ، نيمه خود آگاه و ناخود آگاه گفت : در بخش اول زمينه هاي خود آگاه و هوشياري انسان همان مرحله اي است كه پس از پرسش، ما مي توانيم بلافاصله پاسخ دهيم در مرحله ي دوم پاسخ با تامل وتلاش و كنكاش داده مي شود اما بخش سوم كوه يخي عظيمي است كه زير اقيانوس پنهان شده و خيال نماياندن هم ندارد و ما هم نمي توانيم به آن دسترسي داشته باشيم آنجا منبعي از تكانه ها و اميال و آرزوهاي واپس زده و اقناع نشده است كه تاثيراتش را بر روح و روان ما به جا مي گزارد
دكتر سراج همچنين با طرح ( من ) به عنوان يكي ديگر از لايه هاي پنهان شخصيت انسان كه عموما در خلق اثر ادبي به طور خود آگاه يا ناخود آگاه مورد توجه قرار مي گيرد و سطوحي از آن كه شامل : نهاد( ئيد ) ، من(ايگو ) و فرا من (سوپر ايگو ) است و در اثر ادبي متجلي ميشود گفتند :
نهاد بن مايه ي شخصيت است كه از لحظه ي تولد با اوست و قصد دارد زندگي ما را جهت بدهد و بر لذت استوار است اما من سازمان دهنده ي نياز ها و لذات و كنترل كننده ي آنها ست اما فرامن بر اساس اصل اخلاقي شكل ميگيرد و بر اساس ارزشهايي كه خانواده و اجتماع به انسان انتقال مي دهد ساخته مي شود
آنگاه با بررسي اين گزينه ها در يك اثر ادبي همچمون شازده كوچولو نوشته آنتوان دوسنت اگزوپري كه يكي از آثار ادبي برتر قرن اخير است به طور مشروح اين ويژگي ها را نشان دادند
در پايان علي رغم آنكه بحث ناتمام ماند دكتر سراج به سوالات متعدد حاظران پاسخ داد و قرار بر آن شد به دليل استقبال شركت كنندگان در جلسات بعد زواياي ديگري مورد بحث قرار بگيرد و خصوصا نظريات ديگر روانكاو مشهور ( يونگ ) كه يافته هاي او در باره ضمير ناخودآگاه الهام بخش بسياري از آثار ادبي بوده است پرداخته شود
جلسات نقد ادبي دزفول در اولين صبح جمعه ي هرماه ساعت ده صبح در محل كتابسراي سبز دزفول خيابان شريعتي بين خيام و فردوسي برگزار مي شود

دكتر ناصر سراج خرمي



















